پيش نوشت: همانطور كه مي دانيد در كمتر از سه ماه ديگر انتخاباتي در ايران برگزار خواهد شد كه به باور من نقش بسيار مهمي را در تغيير و تحولات آينده ايران خواهد داشت. در اين چند ماه باقيمانده سعي خواهم كرد كه بيشتر ديدگاههاي خودم را در مورد اين انتخابات در اينجا بيان كنم و از نظرات دوستان نيز بهره ببرم
درابتدا دوست دارم مطلب اولم را با سخني از شادروان دكتر شريعتي در مورد نقش مردم در شكل گيري تاريخ يك جامعه آغاز كنم. دكتر شريعتي معتقد بود كه مبنا, عامل اساسي و مسوول مستقيم سرنوشت تاريخ و جامعه, مردم آن جامعه ميباشند اما در عين حال بر اين باور بود كه عوامل ديگري مانند شخصيت ها نيز در سرنوشت جامعه موثر مي باشند. ولي به باور او در جامعه اي كه توده مردم ترقي دارند و در مرحله عالي از تربيت و فرهنگ هستند اين مردم هستند كه تغيير و تحولات رادر جامعه شكل مي دهند. دوست داشتم كه امروز او در كنار ما بود و از او مي پرسيدم كه آيا جامعه امروز ما را در آن مرحله متعالي از فرهنگ و تمدن مي بيند كه مردم بدون نياز به شخصيت ها و رهبرها بتوانند آينده روشني را براي اين كشور شكل دهند يآ خير. اما جدا از هر مرحله اي كه در آن هستيم من معتقد هستم كه اين مردم هستند كه اولويت هاي اين حكومت را تعيين مي كنند. اين مردم ايران بودند كه ناآگاهانه در دوازدهم فروردين 58 به جاي گفتن نه به سلطنت مطلقه به جمهوري اسلامي راي دادند كه قانون اساسي آن تا بدان روز نوشته نشده بود. امروز تنها و تنها اين مردم ايران هستند كه مي توانند سياستمداران را وادار به تجديد نظر در سياستهاي خود كنند و در پرتو تجربه هاي جديد خود اصلاحات حكومتي را پيش برند. نقش اصلي مردم پيش از اين انتخابات مي بايست در جهت برگزاري يك انتخابات آزاد باشد. نقش اصلي مردم در اين جند ماه مي بايست در جهت تحقق دادن به شعار ايران براي همه ايرانيان باشد و اجازه ندهند كه اقتدارگرايان ايران را براي 15 درصد ايرانيان بخواهند
باور كنيد دل كسي به حال من و توي ايراني نمي سوزد. اروپائيان و حتي آمريكا معاملات اقتصادي خود را به گوشه اي نمي گذارند تا براي آزادي من و توي ايراني تلاش كنند. اما من و تو يك قدرت را داريم و آن اينكه كشورهاي آزاد را مجبور به آن كنيم كه مطالبات ما را بر روي ميز مذاكره مطرح كنند و از اين طريق اصلاحات حكومتي با سرعت بيشتري پيش رود.من مانند بعضي از چهره هاي اصلاح طلب چون مصطفي تاج زاده معتقد هستم كه بايد فرصت فعلي را غنيمت شمرد و كوشيد با تحميل يك انتخابات آزاد به اقتدارگرايان از يك حاكميت بسته و متمركز جلوگيري كرد. انزواطلبي مردم نه تنها اقتدارگرايان را به تغيير خط مشي خود مجبور نخواهد كرد بلكه همانا با انتقال قدرت به آنان زمينه سركوب همان دستاوردهاي اندك دولت خاتمي در راستاي جامعه مدني نيز فراهم خواهد شد. پس فراموش نكنيم كه اين ماهستيم كه ميتوانيم سرنوشت جامه را رقم بزنيم و كشور را از افتادن به دست تشنگان قدرت نجات دهيم
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر ميخيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد
مروري بر اخبار و مطالب دوستان
شماره 1: انتخابات: اهداف و راهكارها (1) از وبلاگ دوران ما
شماره 2: افزايش اختلافات در ميان اصولگرايان
شماره 3: مسيح علي نژاد خبرنگار پارلماني ايلنا و روزنامه همبستگي به خاطر اطلاع رساني به مردم از حضور در مجلس منع شد
شماره 4: زندگي غير استاندارد در ايران همچنان قرباني ميگيرد
salam.tahavolat dar yek keshvar, dar asare sharayet besyar gunaguni pish miad.dar lobnan,okrayn,...mesle ham nabud va mardam an ham bishtar ya kamtar az iran nemifamidand.bayad hamishe amade bud.na rahbar va na nazarie pardaze khsi lazem hast.tanha,vaghti ke hame mardom,dar barabare yek pishamad be hasasiate lazem beresand,tahavol ijad mishavad.mesle tagalob dar entekhabate okrayn,koshte shodane nakhost vazire pishin dar lobnan...eikash dar an lahze,janeshine dorosti vujud dashte bashe!
Posted by: زيتا | April 09, 2005 at 10:52 AM
پيمان جان من يک دايی داشتم...البته دايی مادرم بود....يه چند ماه قبل فوت کرد.....ادم بدی نبود.....چند روز قبل چشمم خورد به يه کتاب دعای کوچولو ...از اينايی که وقف هست و مثلا برای شادی روح مرحومی پخش ميکنن.....اين کتاب ها رو بچه های دايی داده بودن.....بعد اين اول کتاب در وصف دايی ما يه چيزايی نوشته بودن....يه عکس با لبخند هم ازش گذاشته بودن....در نگاه اول اگر کسی از نزديک دايی رو نميشناخت و اون عکس و توصيفات رو ميخوند با خودش ميگفت ...بابا اين ديگه کی بوده...فرشته بوده...خدا بوده:)))اما خوب واسه من که دايی رو ديده بودم و باهاش زندگی کرده بودم اين توصيفات خيلی مبالغه اميز و خالی بندی و مضحک به نظر می امد:)))حالا همه اينا رو گفتم که برسم به شريعتی......به خوبی و بديش کاری ندارم.....چون اصلا صلاحيت قضاوت رو ندارم......اما اين رو خوب ميدونم که يکی از نظريه پردازان جمهوری اسلامی و ولايت فقيه و جامعه دارای رهبری....مخصوصا رهبريه شيعه....همين جناب دکتر شريعتی هست که استاد چند نفر از نزدیکانم در مشهد بوده ...و امروزه برداشت بسیاری از مردم از شریعتی و خیلی چیزهای دیگه شده مثل جريان اون دايی ما و کتاب دعا:))در مورد انتخابات هم به وقتش حرفم رو ميزنم...ببخشيد پرحرفی شد:)
Posted by: sepanta | April 08, 2005 at 12:46 AM
درود بر شما دوست گرامی...
من آرش هستم از وبلاگ مثل درخت در شب باران..شما چند وقت پیش به بلاگ من آمده بودید و نظر دادید...
با سپاس از شما میخواستم ازتون بخوام که به من کمکی بکنید...قالب .وبلاگ من پاک شد و کلی اطلاعات هم که همراهش بود پاک شد... پس از شما خواش میکنم اگه ممکنه به من کمک کنید و قالب من رو برام بفرستین...
برای اینکار در حالت آفلاین به هیستوری(history) کامپیوترتون برید و ببینید آیا وبلاگی با آدرس و بلاگ من که
http://lonely-tree.blogspot.com
هست رو پیدا میکنید...
اگر پیدا کردید...صفحه رو ذخیره کنید یا از منوی view اینترنت اکسپلورر source را برای من به آدرس ایمیلم بفرستید....
قالب قبلیم لینک ها ی دوستان..ساعت،آهنگ،عکس ها...و .... را در بر میگرفت
با تشکر از کمک دوستانه ی شما...بی نهایت سپاس گذارم...
حتماً جبران خواهم کرد....
بدرود
alonely_tree@yahoo.com
یک دنیا ممنون
Posted by: arash | April 07, 2005 at 06:16 AM
ba salam mamnonam ke be man sar zadid . webloge khobi darid . omidvaram movafagh bashid . be omide azadi.
Posted by: ali | April 06, 2005 at 11:13 AM
سلام پيمان جان..اول از همه تشکر ميکنم از لطف بيکرانت نسبت به من کمترين..واقعا معقول و منطقی نوشتی ولی در صورتی شرکت در انتخابات سودمند هست که فردی با فاکتورهای مورد نظر ما تو انتخابات شرکت کنه..با اينکه از گفتن اين حرف نفرت دارم..ولی با کمال تاسف فعلا بين کانديداهای موجود رفسنجانی برای اونهايی که ميخوان رای بدن بهتره..خدا کنه تا انتخابات ورق برگرده!...به اميد فردای روشن برای من٬تو و تمام مردم دنيا
Posted by: آرمان | April 05, 2005 at 11:27 PM
سلام به شما واقعا سخنانتان درست است هیچ کشوری دلش به حال مردم دیگر کشور نمی سوزد. نمونه بارز آن آمریکا و عربستان است . آ»ریکا چرا خواستار دموکراسی در عربستان نیست؟ جوابش ساده است چون سعودی یکی از ایالتهای آمریکا است. همان سعودی که زنان حق رای ندارند و اصلا انتخاباتی وجود ندارد.
Posted by: soleiman morid | April 05, 2005 at 12:39 PM
سلام به شما واقعا سخنانتان درست است هیچ کشوری دلش به حال مردم دیگر کشور نمی سوزد. نمونه بارز آن آمریکا و عربستان است . آ»ریکا چرا خواستار دموکراسی در عربستان نیست؟ جوابش ساده است چون سعودی یکی از ایالتهای آمریکا است. همان سعودی که زنان حق رای ندارند و اصلا انتخاباتی وجود ندارد.
Posted by: soleiman morid | April 05, 2005 at 12:38 PM
سلام آقا پيمان
مرسي از اينكه به من سر زديد
منم از آشناييتون خوشحالم. سال نو هم مبارك.
راستي در مورد اين انتخابات تا مي تونيد آگاهي بديد.
واقعا ما بايد به كي راي بديم.
من كه انقدر سرخورده شدم كه تصميم داشتم اينبار اصلا راي ندم. چون همش يا آخرش به دروغ ختم مي شه يا جلوشون رو مي گيرن.
البته با توجه به جو موجود جامعه احتمال بر اينه كه در اين انتخابات هم راست گراها برگزيده شدن.
و خدا كنه اونا لااقل كروبي و رفسنجاني نباشن.
تا چه شود...
Posted by: نازمهر | April 05, 2005 at 12:48 AM
سلام. نمی توان منکر نقش مردم در شکل گیری یک جامعه شد. اما من زیاد خوشبین نیستم که جامعهء ما هنوز به آن اندازه از آگاهی و فرهنگ رسیده باشم. شما به خودتان و آدمهای تحصیل کردهء دور و بر خودتان نگاه نکنید. درصد بالایی از جامعهء ما هنوز هم از آن فرهنگ فرسنگ ها فاصله دارد. جوانان ما خوشبختانه بسیار آگاه شده اند. ولی به نظرم کافی نمی رسد.
Posted by: ziba | April 04, 2005 at 08:38 PM
دوست گرامی....
کاری که شما در پیش گرفته اید حقیقتا زیبا و جادار است و امید وارم بعد از انتصابات هم ادامه پیدا کند و همچنین امیدوارم اگاهی بدهد وبدون موضع گیری باشد.
مطلبتون هم زیبا بود با توجه به این که موضع گیری توش نبود و همچنین نظر خودتون هم توش دخیل نبود....حالا ببینیم در آینده چه رویه ای را پیش میگیرد
موفق باشید.
http://lonely-tree.blogspot.com
Posted by: arash | April 04, 2005 at 01:34 PM
پيمان جان سلام
اگر صرفا هدف از شركت در انتخابات آوردن مثلا معين باشد براي آنكه فرضاً لاريجاني روي كار نيايد ("همان انتخاب ميان بد و بدتر") فكر ميكنم دريك چرخه بيهوده وباطل گرفتار ميشويم. اما معتقد به كنار نشستن هم نيستم و فكر ميكنم اكنون بهترين فرصت براي امتياز گرفتن از حكومت است. فقط بايد بخواهند و بخواهيم
Posted by: آرش كمانگير | April 04, 2005 at 09:49 AM
درود بر تو پیمان جان
گل من این نیز رای دادن به سلطنت
حَقهء آخوندی بود
هر چند نا آگاهانه بود
سپاس از محبتت که به کومهء من میایی و اینچنین زیبا پیام مینویسی
.تا درودی دگر بدرود
Posted by: شهلا | April 03, 2005 at 03:13 PM
فقط میگم که مخالفم .
Posted by: کیمیا | April 03, 2005 at 08:23 AM